معانی کلمه : کولاک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. طوفان.
۲. موج دریا.
۲. موج دریا.
فرهنگ معین
(اِ. ) طوفان دریا، موج شدید و بزرگ .
دانشنامه آزاد فارسی
کولاک (whiteout)
«مِه» حاصل از دانه های برف خشک. براثر وزش بادهایی قوی در دمای ۱۸- تا ۱- درجۀ سانتیگراد تشکیل می شود. سفیدی یکدست زمین و هوا سبب می شود انسان جهت را گم کند.
«مِه» حاصل از دانه های برف خشک. براثر وزش بادهایی قوی در دمای ۱۸- تا ۱- درجۀ سانتیگراد تشکیل می شود. سفیدی یکدست زمین و هوا سبب می شود انسان جهت را گم کند.
wikijoo: کولاک
فرهنگ فارسی
طوفان، موج دریا
( اسم ) ۱ - موج بزرگ . ۲ - تلاطم امواج دریا .
( اسم ) ۱ - موج بزرگ . ۲ - تلاطم امواج دریا .
وضعیت جوّی نامساعد ناشی از ریزش برف شدید و وزش باد در دماهای بسیار پایین که به برخاستن و پراکنده شدن برف از سطح زمین و کاهش دید منجر میشود
دانشنامه عمومی
موج
گویش مازنی
موج
گویش دزفولی
موج
مترادف و متضاد
موج
بوران، توفان
شاهکار، کارشایان، معرکه
۱. بوران، توفان
۲. موج
۳. شاهکار، کارشایان، معرکه
فرهنگستان زبان و ادب
{blizzard} [علوم جَوّ] وضعیت جوّی نامساعد ناشی از ریزش برف شدید و وزش باد در دماهای بسیار پایین که به برخاستن و پراکنده شدن برف از سطح زمین و کاهش دید منجر می شود
