معانی کلمه : کوفجان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. قفس.
۲. جای تنگ.
۲. جای تنگ.
فرهنگ معین
(اِ. ) قفس مرغان .
فرهنگ فارسی
قفس، جای تنگ
به معنی کوفج هم آمده است که جماعتی باشند در کوههای کرمان . همان گروه که در کوه کرمان باشند که به عربی قفص خوانند.
به معنی کوفج هم آمده است که جماعتی باشند در کوههای کرمان . همان گروه که در کوه کرمان باشند که به عربی قفص خوانند.
