Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوشیده

تلفظ بین المللی : /kuːʃˈideː/ تلفظ :‌ [ku:S'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زجر کشیده
  • زحمت کشیده
  • زر کشیده
  • ستم کشیده
  • سختی کشیده
  • ساغر کشیده
  • سر کشیده
  • صف کشیده
  • عزلت کشیده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کوشیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) سعی شده. جهدشده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

سعی شده . جهد شده

کلمات مرتبط

  • زجر کشیده
  • زحمت کشیده
  • زر کشیده
  • ستم کشیده
  • سختی کشیده
  • ساغر کشیده
  • سر کشیده
  • صف کشیده
  • عزلت کشیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات