معانی کلمه : کوشکی
لغت نامه دهخدا
کوشکی . (اِخ ) طایفه ای از ایل کردطرهان . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 65).
دانشنامه عمومی
(سده ای؛ خمینی شهر اصفهان) کوشکی به سکون شین. ساختمان بالای پشت بام؛ طاق راه پله هایی که به پشت بام منتهی می شود. در لهجۀ خمینی شهر، واژۀ پرکاربردی است.
