Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوشکی

تلفظ بین المللی : /kˈuʃki/ تلفظ :‌ [k'uSki]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • کوشکی ترکمن
  • کوشکی دو
  • کوشکی راجی
  • کوشکی سفلی
  • کوشکی علیا
  • کوشکی کیکانلو
  • درب کوشکی اسماعیل
  • بنه تقی کوشکی
  • ایمان کوشکی
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

کوشکی . (اِخ ) طایفه ای از ایل کردطرهان . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 65).

کوشکی. ( اِخ ) دهی از دهستان میان آباد که در بخش اسفراین شهرستان بجنورد واقع است و 143 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).کوشکی. ( اِخ ) طایفه ای از ایل کردطرهان. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 65 )....

دانشنامه عمومی

(سده ای؛ خمینی شهر اصفهان) کوشکی به سکون شین. ساختمان بالای پشت بام؛ طاق راه پله هایی که به پشت بام منتهی می شود. در لهجۀ خمینی شهر، واژۀ پرکاربردی است.

کوشکی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره بدارد:طایفه کوشکیطوایف طرهان قدیمwiki: یوزپلنگ آسیایی در اسارت در ایران است که در حصاری به وسعت ۱۲ هکتار در پناهگاه حیات وحش میاندشت در ۱۰ کیلومتری شرق جاجرم در شرایط نیمه اسارت نگهداری می شود.یوزپلنگ...

کلمات مرتبط

  • کوشکی ترکمن
  • کوشکی دو
  • کوشکی راجی
  • کوشکی سفلی
  • کوشکی علیا
  • کوشکی کیکانلو
  • درب کوشکی اسماعیل
  • بنه تقی کوشکی
  • ایمان کوشکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات