Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوشک

تلفظ بین المللی : /kˈuʃk/ تلفظ :‌ [k'uSk]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • کوشک قاضی
  • کوشک مهمانخانه
  • کوشک نار
  • کوشک هتل
  • کوشک خیابان
  • کوشک زر
  • کوشک آباد
  • کوشک اباد
  • کوشک اربابی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کوشک . (اِخ ) دهی از بخش آبدانان شهرستان ایلام است و 116 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

کوشک . [ ش َ ] (ص ) به معنی کوچک باشد. (برهان ). کوچک و خرد. (ناظم الاطباء). کوچک . (فرهنگ فارسی معین ). || مردم کوچک اندام را نیز گویند و معرب آن قوشق است . (برهان ). مرد...

فرهنگ عمید

۱. بنای مرتفع.
۲. عمارت عالی در خارج شهر که اطراف آن باغ یا کشتزار باشد، کوشه.

فرهنگ معین

(شْ ) (اِ. ) خانة بزرگی در میان یک باغ ، کاخ تابستانی .

فرهنگ فارسی

محلی در فرودگاه‌ها و نمایشگاه‌ها و مکان‌هایی از این قبیل برای استقبال و پذیرایی از میهمانان بلندپایۀ رسمی

دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان آباده جلگه و معتدل دارای ۱٠٠٠ تن سکنه محصول غله بادام صنعت دستی قالی بافی .قصر، بنای مرتفع، عمارت عالی درخارج شهرکه اطراف آن باغ یاکشتزارباشد( اسم ) ۱ - بنای مرتفع و عالی قصر کاخ : در پای کوه دماوند که پادشاه ارغون در آن موضع کوشکی ساخته است و حال...

دانشنامه عمومی

«کوشک»، «کیوسک» و «کلاه فرنگی» به اینجا تغییر مسیر دارند. برای دیگر کاربردها کوشک (ابهام زدایی)، کیوسک (ابهام زدایی) و کلاه فرنگی (ابهام زدایی) را ببینید.بنایی با معماری کوشک در استانبول   یک کیوسک اغذیه فروشی در یونان   کوشک سلطنتی، تنها بازمانده قصر قاجار   نمایی از سقف یکی از تالارهای کاخ هشت بهشتکوشک یا کلاه فرنگی نوعی پاویون است که در فضای باز و مشجر قرار دارد...

گویش مازنی

قارچی بر روی تنه ی درخت

/kooshek/ قارچی بر روی تنه ی درخت

فرهنگ اسم ها

اسم: کوشک (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: koshk) (فارسی: کوشک) (انگلیسی: koshk)
معنی: نام دختر ایرج پسر فریدون پادشاه پیشدادی، قصر، کاخ

گویش بختیاری

جایى که پوشاک و وسایل جوان تازه مرده را گذارند و زنان بر گرد آن شیون کنند.

مترادف و متضاد

بارو، حصار، صرح، قصر، قلعه، کاخ، کوت ≠ کوخ

grange (اسم)انبار غله، کوشک، خانه ابرومند رعیتیbelvedere (اسم)کوشک، کلاه فرنگی، مهتابیpalace (اسم)کوشک، کاخsummerhouse (اسم)کوشک، کلاه فرنگی، خانه تابستانی...

واژه نامه بختیاریکا

( کَوشَک ) پوستگذاری گوسفندان بر اثر لاغری مفرط
( کَوشک ) کفشک؛ سم گوسفند

فرهنگستان زبان و ادب

{pavilion , pavillon (fr. )} [عمومی] محلی در فرودگاه ها و نمایشگاه ها و مکان هایی از این قبیل برای استقبال و پذیرایی از میهمانان بلندپایۀ رسمی

کلمات مرتبط

  • کوشک قاضی
  • کوشک مهمانخانه
  • کوشک نار
  • کوشک هتل
  • کوشک خیابان
  • کوشک زر
  • کوشک آباد
  • کوشک اباد
  • کوشک اربابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات