معانی کلمه : کوس
لغت نامه دهخدا
کوس . (اِخ ) جزیره ای است در بحر ایجی به شمال غربی رودس . (قاموس کتاب مقدس ).
کوس . (ع ص ، اِ) ج ِ کوساء: رمال کوس ؛ یعنی ریگهای برهم نشسته . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به کوساء شود.
فرهنگ عمید
۱. (موسیقی ) طبل بزرگ، دهل.
۲. [قدیمی] آسیب، صدمه، لطمه، ضربه: تبر از بس که زد به دشمن کوس / سرخ شد همچو لالکای خروس (رودکی: ۵۴۵ ).
۲. [قدیمی] آسیب، صدمه، لطمه، ضربه: تبر از بس که زد به دشمن کوس / سرخ شد همچو لالکای خروس (رودکی: ۵۴۵ ).
فرهنگ معین
(اِ.) دُهل ، طبل بزرگ .
(اِ.) گوشة جامه و گلیم و پلاس که از گوشه ای دیگر درازتر باشد.
(اِ. ) دُهل ، طبل بزرگ .
(اِ. ) گوشة جامه و گلیم و پلاس که از گوشه ای دیگر درازتر باشد.
(اِ. ) گوشة جامه و گلیم و پلاس که از گوشه ای دیگر درازتر باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دهل، طبل بزرگ، کوست نیزگفته شده، بعربی هم کوس میگویند، کوست: آسیب، صدمه، لطمه، ضربه
( اسم ) واحد مسافت معادل ثلث فرسخ کروه .
باد نکبائ که بروی باد دیگر به درازا وزد . یا کلمه است که بهنگام ترس از غرق شدن گویند.
( اسم ) واحد مسافت معادل ثلث فرسخ کروه .
باد نکبائ که بروی باد دیگر به درازا وزد . یا کلمه است که بهنگام ترس از غرق شدن گویند.
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱سمبه ی تفنگ،چمبه ۲فشار،صدمه،هول
/koos/ سمبه ی تفنگ، چمبه - فشار، صدمه، هول
گویش بختیاری
پَرِش.
مترادف و متضاد
هلدادن
فروکوفتن
دهل، طبل، نقاره
۱. دهل، طبل، نقاره
۲. فروکوفتن
۳. هلدادن
