Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کورک

تلفظ بین المللی : /kˈuːrak/ تلفظ :‌ [k'u:Rak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • کورک استخوانی
  • کورک دار
  • کورک وار
  • کورک بزئن
  • کورک بخش
  • کورک شهر
  • کورک (دمل)
  • کورک پشته
  • کورک 18376
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کورک . [ کُرْ ] (اِخ ) شهر و بندری است درایرلند که 77900 تن سکنه دارد. در این شهر، صنایع فولاد و کشتی سازی و تصفیه ٔ نفت دایر است . (از لاروس ).

کورک .[ ک َ وَ / ک َ رَ ] (اِخ ) نام موضعی هم هست نزدیک به هرمز. (برهان ). نام موضعی است نزدیک به هرمز فارس که قریب به خلیج عمان باشد. (آنندراج ) (انجمن آرا)....

فرهنگ عمید

برجستگی سرخ رنگ شبیه دمل که روی پوست ایجاد می شود.

فرهنگ معین

(رَ ) (اِ. ) تورم و التهاب و قرمزی و جمع شدن چرک در زیر پوست .

دانشنامه آزاد فارسی

کورَک (boil)کورَکبرآمدگی کوچکی حاوی چرک، در اطراف ریشۀ مو یا غدد عرق. علت آن معمولاً عفونت موضعی ناشی از میکروب استافیلوکوک طلایی است. در صورت کاهش مقاومت بدن یا رژیم غذایی نامناسب، احتمال بروز کورک بیشتر است.wikijoo: کورک...

فرهنگ فارسی

گرهکِ دردناکِ آماسی حاوی چرک در پوست

دانه ریزوسرخ رنگ شبیه دمل که روی پوست بدن پیدامیشود
( اسم ) جوشهای چرکی کم و بیش بر جست. روی پوست که در نقاط مختلف پوست بدن پدید آیند . کورک معمولا دارای مرکزی سفید رنگ و پر از چرک و اطراف آن ملتهب و قرمز رنگ است دمل کوچک دان. چرکی .
به معنی کورزاست که میوه بار کبر باشد. به معنی کورزه است .

دانشنامه عمومی

کورَک (Boil) نوعی جوش بزرگ بر روی پوست بدن است که در اثر عفونت فولیکول های مو پدید می آید.در مواردی که باکتری استافیلوکوک فولیکول مو را در سطح عمقی تری دچار عفونت کند، باعث ایجاد کورک می شود که اگر این عفونت ها بیشتر و بزرگ تر باشد کفگیرک گفته می شود.کورک جوش بزرگ و بسیار سفتی است که بیشتر در گردن، صورت، سینه ها و سرین پدید می آید و می تواند چرک زا شود.موارد شدید نیاز به آنتی بیوتیکهای سیستمیک مان...

گویش مازنی

غده ی چرکین در بدن – کورک – آبسه – دمل – زخم سربسته

/koorek/ غده ی چرکین در بدن – کورک – آبسه – دمل – زخم سربسته

مترادف و متضاد

boil (اسم)دمل، تحریک، هیجان، کورک، جوش، التهابblain (اسم)دمل، کورک، زخماماسدار، تاولblotch (اسم)دمل، خال، کورک، لکه، جوش چرک دار، رنگ محوfuruncle (اسم)دانه، کورک، جوشpimple (اسم)کورک، جوش، عرق گزburl (اسم)کورک، گره چوب، گره پشم یا پارچهpustule (اسم)کورک، جوش چرک دار، چرک دانه، بثورات چرکی پوستwhelk (اسم)دانه، کورک، جوش، صدف حلزونیpapule (اسم)کورک، جوش نوک تیزpustulation (اسم)کورک، ایجاد جوش...

واژه نامه بختیاریکا

( کورَک ) از گونه های پشه بسیار ریز
از گونه ی گیاهان با دانه های بسیار ریز و سیاهرنگ و غیر مغذی هستند که از گیاهی با نام سیاهک آشکار که بسیار شبیه گندم است و در مزرعه می روید؛ بدست می آید.

فرهنگستان زبان و ادب

{furuncle, furunculus, boil} [پزشکی] گرهکِ دردناکِ آماسی حاوی چرک در پوست

کلمات مرتبط

  • کورک استخوانی
  • کورک دار
  • کورک وار
  • کورک بزئن
  • کورک بخش
  • کورک شهر
  • کورک (دمل)
  • کورک پشته
  • کورک 18376
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات