معانی کلمه : کوتی
لغت نامه دهخدا
کوتی . [ تی ی ] (معرب ، ص ) قصیر و آن در فارسی کوتَه ْ است . (از المعرب جوالیقی ). بالضم منسوباً. کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قصیر. (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
قصیر و آن در فارسی کوته است. قصیر
دانشنامه عمومی
تپه
گویش مازنی
تپه
فرق سر
تپه – خاکریز – جای بلندی که غالبا در اثر خرابی بنایی قدیمی ...
/kooti/ تپه & فرق سر & تپه – خاکریز – جای بلندی که غالبا در اثر خرابی بنایی قدیمی ایجاد شده باشد
