کوتوال. [ کوت ْ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) دزدار. ( لغت فرس اسدی ). نگه دارنده قلعه و شهر باشد و او را سرهنگ هم گویند و بعضی گویند این لغت هندی است و فارسیان استعمال کرده اند، چه کوت به هندی قلعه است. ( برهان ). مفرس لفظ هندی است به معنی صاحب قلعه چه در اصل کوت وال بود به تای ثقیل هندی. ( آنندراج ). نگهبان قلعه. قلعه بیگی. قلعه دار. دژبان. ( فرهنگ فارسی معین ). از: کوت به معنی قلعه + آل ؛ پسوند نسبت. ...
فرهنگ عمید
نگهبان قلعه، دژبان، قلعه بان.
فرهنگ معین
[ هند. ] (اِمر. ) دژبان ، نگاهبان .
فرهنگ فارسی
ماخوذازهندی، دژبان، قلعه بان، نگاهبان قلعه ( اسم ) ۱ - حاکم اندرون شهر مقابل فوجدار . ۲ - نگهبان قلعه قلعه بیگی قلعه دار دژبان : جز بدین اندر نیابی راستی راستی شد حصن دین را کوتوال . ( ناصر خسرو )