Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوتاه پای

تلفظ بین المللی : /kuːtˈɑh pˈɑj/ تلفظ :‌ [ku:t'Ah p'Aj]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پای کوتاه و کج بطور مادرزادی
  • علامت پایه کوتاه
  • کوتاه پایان
  • گچ کوتاه پا
  • مرغ پا کوتاه
  • پا کوتاه
  • کوتاه پا
  • کوته پای
  • ساژیتریا پا کوتاه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کوتاه پای. ( اِ مرکب ) مثل کوتاه پاچه و بعضی به معنی خرگوش گفته اند. ( آنندراج ) :
بود به سرپنچه آهوربای
دست درازیش به کوتاه پای.
امیرخسرو ( در تعریف یوز، از آنندراج ).
از خدنگ وی ارچه در هرجای
آهوان می شدند کوته پای.
امیرخسرو ( از آنندراج ).
و رجوع به کوتاه پا و کوتاه پاچه شود.

فرهنگ فارسی

مثل کوتاه پاچه و بعضی بمعنی خرگوش گفته اند، ( کوتاه پا ی ) ۱ - آنکه دارای پایی کوتاه است . ۲ - کوتاه قد . ۳ - ( اسم ) نوعی گوزن دارای خالها ی درشت که شاخ وی شاخ شاخ است . ۴ - خرگوش ( با آنکه دست وی کوتاه است نه پای او ) .

کلمات مرتبط

  • پای کوتاه و کج بطور مادرزادی
  • علامت پایه کوتاه
  • کوتاه پایان
  • گچ کوتاه پا
  • مرغ پا کوتاه
  • پا کوتاه
  • کوتاه پا
  • کوته پای
  • ساژیتریا پا کوتاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات