کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کوتاه-دید | کلماتور
معانی کلمه : کوتاه دید
تلفظ بین المللی :
/kuːtˈɑh dˈid/
تلفظ :
[ku:t'Ah d'id]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کوتاه دیده
کوته دید
کوتاه جلوه دادن
سر خود را لحظه ای کوتاه نشان دادن بقصد اعلام و ابراز ندیدنش توسط حریف
کوته دیده
کوته دیدگی
کاه پارینه به باد دادن
کاه کهنه بباد دادن
کوتاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کوتاه دید. ( ص مرکب ) کوتاه دیده. کوتاه بین. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوتاه دیده و کوتاه بین شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) تنگ نظر تنگ چشم : زلف جانان را چه نسبت با حیات جاودان ? حیف باشد این قدر کوتاه بین باشد کسی . ( صائب )
کلمات مرتبط
کوتاه دیده
کوته دید
کوتاه جلوه دادن
سر خود را لحظه ای کوتاه نشان دادن بقصد اعلام و ابراز ندیدنش توسط حریف
کوته دیده
کوته دیدگی
کاه پارینه به باد دادن
کاه کهنه بباد دادن
کوتاه
نظرات