( صفت اسم ) ۱ - آلتی است مانند کف. ترازو که از برگ خرما یا ازنی سازند و استادان روغنگر و عصار مغز های کوفته را در آن کنند و در تنگ تیر ( تیر شکنج. عصاری ) نهند تا روغن آن بر آید معدل : باز گشای ای نگار . چشم بعبرت تات نکوبد فلک بکوب. کوبین . ۲ - کدین گازران : وانگهی فرزند گازر گازری ساز دز تو شوید کوبد ترا در زیر کوبین زرنگ .