کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کوبیان
تلفظ بین المللی :
/kuːbˈiɑn/
تلفظ :
[ku:b'iAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
راه کوبیدن
ره کوبیدن
سرخاب کولیان
فرو کوبیدن
کابیان
کروبیان
کوبان
کوبانیدن
کوبیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کوبیان. [ ب َ ] ( اِخ ) از دیه های کرمان است و غالباً کوکیان هم گفته می شود. در اینجا و در ده دیگری که آن را بهاباد خوانند توتیا سازند که به همه اطراف جهان حمل می گردد. ( از معجم البلدان ).
کلمات مرتبط
راه کوبیدن
ره کوبیدن
سرخاب کولیان
فرو کوبیدن
کابیان
کروبیان
کوبان
کوبانیدن
کوبیدن
نظرات