Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوبی

تلفظ بین المللی : /kˈuːbi/ تلفظ :‌ [k'u:bi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کوبی اسمالدرز
  • کوبی برایانت
  • کوبی بل
  • کوبی جونز
  • کوبی شیرر
  • کوبی ویسکانسین
  • کوبی کون
  • رویه کوبی
  • باروت کوبی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کوبی. ( حامص ) با کلمات دیگر ترکیب و معنی حاصل مصدری از آنها اراده می شود مانند: آهن کوبی. ادویه کوبی. باروت کوبی. بوریاکوبی. جاده کوبی. خال کوبی. خرمن کوبی. زرچوبه کوبی. زرکوبی. طلاکوبی. کلوخ کوبی. گچ کوبی. میخ کوبی. نخاله کوبی. نقره کوبی. و رجوع به هر یک از کلمه های فوق شود. || گاه مزید مؤخر کلماتی واقع می شود که معنی اسمی از آن مستفاد می گردد چون : آهن کوبی = محل کوبیدن آهن. باروت کوبی = محل ک...

فرهنگ فارسی

با کلمات دیگر ترکیب و معنی حاصل مصدری از آنها اراده می شود مانند : آهن کوبی . ادویه کوبی

کلمات مرتبط

  • کوبی اسمالدرز
  • کوبی برایانت
  • کوبی بل
  • کوبی جونز
  • کوبی شیرر
  • کوبی ویسکانسین
  • کوبی کون
  • رویه کوبی
  • باروت کوبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات