معانی کلمه : کواکب
لغت نامه دهخدا
کواکب . [ ک ُ ک ِ ] (اِخ ) کوه معروفی است و از سنگهای آن آسیاب می سازند. (از معجم البلدان ). کوهی است که از آن آسیاسنگ سازند. (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
کوکب#NAME?
= کوکب
فرهنگ معین
(کَ کِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ کوکب ، ستارگان .
فرهنگ فارسی
جمع کوکب
( اسم ) جمع کوکب ستارگان . یا کواکب ثابته ثابت . یا کواکب سبعه هفت سیاره . یا کواکب مرصوده . نزد قدما ۱٠۲۵ ستار. ثابت اند که اهل هیئت از قواعد رصد آنها را تشخیص داده اند و ۴۸ صورت مرتسم بر فلک جزو آنهاست و از آن جمله است ۱۲ صورت منطقهالبروج . ۲۱ صورت در جانب شمال منطقه البروج واقع است و ۱۵ صورت در جانب جنوب .
( اسم ) جمع کوکب ستارگان . یا کواکب ثابته ثابت . یا کواکب سبعه هفت سیاره . یا کواکب مرصوده . نزد قدما ۱٠۲۵ ستار. ثابت اند که اهل هیئت از قواعد رصد آنها را تشخیص داده اند و ۴۸ صورت مرتسم بر فلک جزو آنهاست و از آن جمله است ۱۲ صورت منطقهالبروج . ۲۱ صورت در جانب شمال منطقه البروج واقع است و ۱۵ صورت در جانب جنوب .
دانشنامه عمومی
کواکب، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان غیزانیه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن زیر ۰ بوده است.
این روستا در دهستان غیزانیه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن زیر ۰ بوده است.
wiki: کواکب
