معانی کلمه : کوانتش
فرهنگ فارسی
محدود بودن و محدود کردن اندازۀ بعضی از کمیتهای فیزیکی به اعضای مجموعۀ گسستهای از مقادیر
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{quantization} [شیمی، فیزیک] محدود بودن و محدود کردن اندازۀ بعضی از کمیت های فیزیکی به اعضای مجموعۀ گسسته ای از مقادیر
