Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کوالیده

تلفظ بین المللی : /kavˈɑlidˌeː/ تلفظ :‌ [kav'Alid,e:]
لغت نامه دهخدا
  • کالیده
  • کالیده موی
  • موی کالیده
  • کوالیدن
  • رمزبندی تککلیده
  • شد کاریده
  • کارایی کاهیده
  • کاریده
  • کالیداس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کوالیده. [ ک َ / ک ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) غله و کشت و زراعت بالیده و نموکرده.( برهان ) ( آنندراج ). صحیح گوالیده ( اسم مفعول از گوالیدن ) است. ( حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به گوالیده شود. || اندوخته و جمعکرده. ( برهان ) ( آنندراج ). صحیح گوالیده است. ( حاشیه برهان چ معین ).

کلمات مرتبط

  • کالیده
  • کالیده موی
  • موی کالیده
  • کوالیدن
  • رمزبندی تککلیده
  • شد کاریده
  • کارایی کاهیده
  • کاریده
  • کالیداس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات