معانی کلمه : کو
لغت نامه دهخدا
کو. [ ک َوو ] (ع اِ) روزن خانه . کوة [ ک َوْ وَ / ک ُوْ وَ ]. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و این مذکر است . فیقال : هوالکو. (از اقرب الموارد). مذکر آید. (ناظم الاطباء). یا تذکیر جهت روزن کلان است وتأنیث جهت روزن خرد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به کوة شود.
فرهنگ عمید
که او.
کوی#NAME?
کجاست؟: ◻︎ کو شد آن دعوی دوازدهفن / وآن همه مردی، ای نه مرد و نه زن (نظامی۴: ۶۵۲).
= کوی
که او.
کجاست؟: کو شد آن دعوی دوازده فن / وآن همه مردی، ای نه مرد و نه زن (نظامی۴: ۶۵۲ ).
که او.
کجاست؟: کو شد آن دعوی دوازده فن / وآن همه مردی، ای نه مرد و نه زن (نظامی۴: ۶۵۲ ).
فرهنگ معین
[ په . ] (ق . استفهام . ادات پرسش ) کجا.
(کُ) (ص .)1 - زیرک ، دانشمند. 2 - پهلوان ، دلیر.
[ په . ] (ق . استفهام . ادات پرسش ) کجا.
(کُ ) (ص . )۱ - زیرک ، دانشمند. ۲ - پهلوان ، دلیر.
(کُ ) (ص . )۱ - زیرک ، دانشمند. ۲ - پهلوان ، دلیر.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
کوه ییلاق
از اصوات مورد کاربرد در دامداری سنتی
یکی از فنون کشتی گیله مردی که اجرای آن با پا صورت گیرد
/koo/ کوه ییلاق & از اصوات مورد کاربرد در دامداری سنتی & یکی از فنون کشتی گیله مردی که اجرای آن با پا صورت گیرد
گویش بختیاری
1. پُر، کوت، ظرف پر از غلات یا هر چیز دیگر که نتوان چیزى به آن افزود؛ 2. کجا؟، کو؟
مترادف و متضاد
weevil (اسم)
شپشه، شپشه گندم، کو، سوسه
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( کُو (کُم) ) گونه ای بیماری و تاول در دهان حیوان است.
( کُو (کون) ) غده ای که در گلوی چارپایان در می آید که با درفش آن را می ترکانند
( کُو ) ارتفاع؛ پرتگاه
تل؛ حجم عظیم
کدام
( کُو ) گان. مثلاً بلندکُویعنی بلندی
واحدی در سطح معادل چند خیش
کُنِه؛ کُنی؛ کُیه
( کُو (کون) ) غده ای که در گلوی چارپایان در می آید که با درفش آن را می ترکانند
( کُو ) ارتفاع؛ پرتگاه
تل؛ حجم عظیم
کدام
( کُو ) گان. مثلاً بلندکُویعنی بلندی
واحدی در سطح معادل چند خیش
کُنِه؛ کُنی؛ کُیه
