Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کهور

تلفظ بین المللی : /kˈohuːr/ تلفظ :‌ [k'ohu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • کهور که
  • کهور افریقایی
  • کهور ایرانی
  • کهور جنگلی
  • کهور دراز
  • کهور درختچه ای
  • کهور رئیس عباس
  • کهور سفید
  • کهور سیاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کهور. [ ک َ ] (اِ) نوعی چوب که در کرمان و نواحی از زیرخاک و ریگ روان به دست آرند و خطوط زرین بر آن است .از آن چوب سیگار و وافور و چپق و غیره سازند. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به ماده ٔ قبل شود.

کهور. [ ک َ ] (اِ) درختی است که در جنوب ایران در جنگلهای جیرفت و نرماشیر و شهداد و مکران و بندرعباس بسیار است و در خوزستان کمتر یافت می شود. چوب آن صنعتی ...

فرهنگ عمید

از درختان گرمسیری که در سواحل خلیج فارس می روید و چوب آن در ساختن بعضی اشیای چوبی به کار می رود.

فرهنگ معین

(کَ ) (اِ. ) درختچه ای است از تیرة پروانه واران که دارای برخی گونه های درختی نیز می باشد. گل آذینش سنبله ای است و ساقه هایش خار دارند. در جنوب ایران (نرماشیر و بندرعباس ) و هندوستان می روید، غاف .

دانشنامه آزاد فارسی

کَهورکَهوردرختان یا درختچه هایی از جنس Prosopis متعلق به تیرۀ Mimosaceae. اعضای این جنس، خاردار یا بدون خار، با برگ های دوبار شانه ای، گل آذین های سنبله ای محوری، استوانه ای با کپه ای کروی می باشد. میوۀ آن ها، نیام ضخیم و چرمی است. دو یا سه گونه از این جنس در نقاط خشک و زمین های بایر نواحی مرکزی و یا سایر نقاط ایران می روید. گونۀ P. farcta را جغجغه هم می نامند.wikijoo: کهور...

فرهنگ فارسی

سرده‌ای از گیاهان درختی یا درختچه‌ای گرمسیری یا نیمه‌گرمسیری

( اسم ) درختچه ایست از تیر. پروانه واران که دارای برخی گونه های درختی نیز میباشد . گل آذینش سنبله یی است و ساقه هایش خار دارند . در جنوب ایران ( نر ماشیر و بندرعباس ) و هندوستان میروید غاف .نوعی چوب که در کرمان و نواحی از زیر خاک و ریگ روان بدست آرند و خطوط زرین بر آن است چوب سیگار و وافور و چپق و غیره سازند ....

دانشنامه عمومی

کهور ایرانیکهور پاکستانیکهورککهور درختچه ایموضعی در عمان که به سبب زیادی درخت «غاف» یا همان «کهور» در آن، بدین اسم نامیده شده است. «عبیداللّه بن الحر» گفته است:کَهور کَور (سرده Prosopis) نام چند گونه از درختان صحرایی که تقریباً در سراسر دشت ها و جویبارها، و پایهٔ کوه های مناطق خشک جهان دیده می شود. گاه تعداد محدودی در قلهٔ کوه ها نیز یافت می شود.درخت کهور در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری ایران، هند...

مترادف و متضاد

mesquite (اسم)
کهور

فرهنگستان زبان و ادب

{Prosopis} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از گیاهان درختی یا درختچه ای گرمسیری یا نیمه گرمسیری

کلمات مرتبط

  • کهور که
  • کهور افریقایی
  • کهور ایرانی
  • کهور جنگلی
  • کهور دراز
  • کهور درختچه ای
  • کهور رئیس عباس
  • کهور سفید
  • کهور سیاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات