Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کهن پیر

تلفظ بین المللی : /kˈohan pˈir/ تلفظ :‌ [k'ohan p'iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پیر کهن
  • قنات کهن پیروز سراوان
  • پیر کهنو
  • ارامگاه پیر کهنک
  • کهنه پیرا
  • از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به ­حال، او را ندیده­ام ( دو سال است که او را ندیده ام).
  • حیف از ( حیف) این پیراهن (= معرفه) که پاره شد.
  • پیران کهنه
  • پیرزنی بود که در کفش زندگی می کرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کهن پیر. [ ک ُ هَم ْ / هُم ْ ] ( اِ مرکب ) پیرفرتوت و سالخورده. مرد بسیار پیر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پیر فرتوت و سالخورده .
پیر فرتوت و سالخورده ٠ مرد بسیار پیر ٠

کلمات مرتبط

  • پیر کهن
  • قنات کهن پیروز سراوان
  • پیر کهنو
  • ارامگاه پیر کهنک
  • کهنه پیرا
  • از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به ­حال، او را ندیده­ام ( دو سال است که او را ندیده ام).
  • حیف از ( حیف) این پیراهن (= معرفه) که پاره شد.
  • پیران کهنه
  • پیرزنی بود که در کفش زندگی می کرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات