Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کهن ساز

تلفظ بین المللی : /kˈohan sˈɑz/ تلفظ :‌ [k'ohan s'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کین ساز
  • کسی که شایعه می سازد
  • سی سازش کن
  • انها که فردا را می سازند
  • افرادی که دوباره با همسر سابقشان ازدواج کرده اند
  • کهنسال
  • کهنسالی
  • کول پادشاه کهنسال
  • پرستاری افراد کهنسال
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کهن ساز. [ ک ُهََ / هَُ ] ( ن مف مرکب ) کهنه ساز. کهنه ساخته. که در زمان قدیم ساخته شده باشد. مقابل نوساز :
تیغ نظامی که سرانداز شد
کند نشد گرچه کهن ساز شد.
نظامی.

فرهنگ فارسی

کهنه ساز ٠ کهنه ساخته ٠ که در زمان قدیم ساخته شده باشد ٠ مقابل نو ساز ٠

کلمات مرتبط

  • کین ساز
  • کسی که شایعه می سازد
  • سی سازش کن
  • انها که فردا را می سازند
  • افرادی که دوباره با همسر سابقشان ازدواج کرده اند
  • کهنسال
  • کهنسالی
  • کول پادشاه کهنسال
  • پرستاری افراد کهنسال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات