معانی کلمه : کهله
لغت نامه دهخدا
کهلة. [ ک َ ل َ ] (ع ص ) مؤنث کهل . ج ، کَهْلات ، کَهَلات ، و گفته اند کمتر به طور تنها، زن را کهلة گویند و بیشتر گویند: امراءة شهلة کهلة. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به کهل شود.
فرهنگ فارسی
مونث کهل جمع کهلات و کهلات و گفته اند کمتر بطور تنها زن را کهله گویند و بیشتر گویند امراه شهله کهله ٠
واژه نامه بختیاریکا
( کُهلِه ) کندال
