کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه که-اندام | کلماتور
معانی کلمه : که اندام
تلفظ بین المللی :
/kˈeː ˈaːndˈɑm/
تلفظ :
[k'e: 'a:nd'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کسی که از فرط چاقی اندام هایش انچنان نمایش نداشته باشد
کاری که با بیل انجام میدهند
کاری که با سهولت انجام شود
پول یا مساعدت کالایی که به شخص داغدیده جهت انجام مراسم عزا کمک می شود
شخصی یا اقدامی که با اعتراض و نارضایتی مردم را به خود دیده است
پایان فصل سرما که در ان اقدام به دراوردن پوشش میکنند
کار مقدماتی که باعث انجام یا بوجود امدن کار بزگتری شود
هر کاری که دوست داری انجام بده
کاری که تا کنون کسی انجام نداده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
که اندام. [ ک ُه ْ اَ ] ( ص مرکب )کوه پیکر. که اندامی بزرگ چون کوه دارد :
که اندام و مه تازش و چرخ گرد
زمین کوب و دریابر و ره نورد.
اسدی.
فرهنگ فارسی
کوه پیکر ٠ که اندامی بزرگ چون کوه دارد ٠
کلمات مرتبط
کسی که از فرط چاقی اندام هایش انچنان نمایش نداشته باشد
کاری که با بیل انجام میدهند
کاری که با سهولت انجام شود
پول یا مساعدت کالایی که به شخص داغدیده جهت انجام مراسم عزا کمک می شود
شخصی یا اقدامی که با اعتراض و نارضایتی مردم را به خود دیده است
پایان فصل سرما که در ان اقدام به دراوردن پوشش میکنند
کار مقدماتی که باعث انجام یا بوجود امدن کار بزگتری شود
هر کاری که دوست داری انجام بده
کاری که تا کنون کسی انجام نداده
نظرات