Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنگره

تلفظ بین المللی : /konɡˈereː/ تلفظ :‌ [kong'eRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش دزفولیمترادف و متضاد
  • کنگره ای
  • کنگره دار
  • کنگره زن
  • کنگره ملی هند
  • کنگره دار کردن
  • کنگره زیر قرنیس
  • کنگره کنگره
  • کنگره ایالات متحده امریکا
  • کنگره جهانی ایران شناسان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش دزفولیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کنگره . [ ک ُ گ ِ رِ ] (فرانسوی ، اِ) مجمعی از سران دول ، نمایندگان ممالک یا دانشمندان که در باره ٔ مسائل سیاسی ، اقتصادی ، علمی و غیره بحث کنند. (فرهنگ فارسی معین ).

کنگره . [ ک ِ گ ِ رَ / رِ ] (اِ) به معنی کنگر است که سازی باشد که مردم هندوستان نوازند و آن چوبی است که بر آن دو تار فولادی کشیده اند و بر زیر هر دو سر آن چوب دو کدو نصب کرده اند. (برهان )(آن...

فرهنگ عمید

۱. دندانه‌های مثلث یا نیم‌دایره که از گل، سنگ، یا آجر بر بالای دیوار، برج، و بارو می‌سازند.
۲. هرچیز دندانه‌دار: کنگرۀ پارچه.

۱. تجمعی که در آن گروهی از دانشمندان و متخصصین در مورد موضوعی علمی، فرهنگی، اقتصادی، و یا سیاسی اظهارنظر می‌کنند؛ گردهمایی.
۲. (سیاسی) مجلس قانون‌گذاری در بعضی از کشورها.

۱. دندانه های مثلث یا نیم دایره که از گل، سنگ، یا آجر بر بالای دیوار، برج، و بارو...

فرهنگ معین

(کُ گِ رِ) (اِ.) شرفه ، دندانه ، دندانه های بالای دیوارها و بلندی های هرچیزی .

(کُ گْ یا گِ رِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - مجلسی متشکل از نمایندگان چند دولت یا عده ای دانشمند برای بحث و گفتگو، همایش (فره ). 2 - مجلس قانون گذاری ایالات متحده امریکا.

(کُ گِ رِ ) (اِ. ) شرفه ، دندانه ، دندانه های بالای دیوارها و بلندی های هرچیزی . (کُ گْ یا گِ رِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - مجلسی متشکل از نمایندگان چند د...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - مجمعی از سران دول نمایندگان ممالک یا دانشمندان که دربار. مسایل سیاسی اقتصادی علمی و غیره بحث کنند . ۲ - مجلس قانون گذاری ایالات متحد. آمریکا .
بمعنی کنگر است که سازی باشد که مردم هندوستان نوارند و آن چوبی است که بر آن دو تار فولادی کشیده اند و بر زیر هر دو سر آن چوب کدو نصب کرده اند.

دانشنامه عمومی

همایش یا کُنگِرِه گونه ای از گردهم آیی است.در لغت نامه دهخدا در خصوص معنی کلمه کنگره چنین آمده است:« (فرانسوی، اِ)، مجمعی از سران دولت، نمایندگان ممالک یا دانشمندان که دربارهٔ مسایل سیاسی، اقتصادی، علمی و غیره بحث کنند. (لغت نامه دهخدا)»در فرهنگ فارسی معین نیز در خصوص معنی کلمه کنگره چنین آمده است:«(کُ گْ یا گِ رِ) (اِ.) مجلسی متشکل از نمایندگان چند دولت یا عده ای دانشمند برای بحث و گفتگو، همایش (...

گویش دزفولی

مجلس

مترادف و متضاد

مجلس

دندانه، شرفه

۱. دندانه، شرفه
۲. مجلس

congress (اسم)انجمن، مجلس، کنگره، مجلسین سنا ونمایندگان، هم ایشindentation (اسم)دندانه، کنگره، دندانه گذاری، تضریسjag (اسم)خار، نوک، دندانه، کنگره، بریدگی، برامدگی تیز، سیخونکknurl (اسم)دانه، تپه، بر امدگی، گره، کنگره، قبه، الت کنگره سازی...

کلمات مرتبط

  • کنگره ای
  • کنگره دار
  • کنگره زن
  • کنگره ملی هند
  • کنگره دار کردن
  • کنگره زیر قرنیس
  • کنگره کنگره
  • کنگره ایالات متحده امریکا
  • کنگره جهانی ایران شناسان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات