معانی کلمه : کنوس
لغت نامه دهخدا
کنوس . [ ک ُ ] (ع مص ) پنهان شدن آهو در خوابگاه خود و درآمدن در آن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد).در آشیان شدن آهو. (ترجمان القرآن ) (دهار). در آشیان شدن آهو و گوزن و بز کوهی . (تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
در آشیان شدن آهو . در آشیان شدن آهو و گوزن و بز کوهی
