کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کنش از دور
تلفظ بین المللی :
/kˈoneʃ az dˈuːr/
تلفظ :
[k'oneS az d'u:R]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
دستان کثیفت را از صحرای من دور کن
با من ازدواج می کنی
ریچل ازدواج می کند
فرار کن یا ازدواج کن
از ریشه کنی
پشم کنی از پوست خام
سرزمین صاف که رمه می تواند از ان عبور کند
از این گوش می گیره از اون گوش در می کنه
پای خود را از کفش کسی بیرون کشیدن
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
برهمکنش دو جسم که در فاصلهای از یکدیگر قرار دارند
فرهنگستان زبان و ادب
{action at a distance} [فیزیک] برهم کنش دو جسم که در فاصله ای از یکدیگر قرار دارند
کلمات مرتبط
دستان کثیفت را از صحرای من دور کن
با من ازدواج می کنی
ریچل ازدواج می کند
فرار کن یا ازدواج کن
از ریشه کنی
پشم کنی از پوست خام
سرزمین صاف که رمه می تواند از ان عبور کند
از این گوش می گیره از اون گوش در می کنه
پای خود را از کفش کسی بیرون کشیدن
نظرات