Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کندفهم

تلفظ بین المللی : /kˈondfahm/ تلفظ :‌ [k'ondfahm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کندفهمی
  • زمین کنده
  • سجا کنده
  • صاف و پوست کنده
  • عصام کندیه
  • فرو کنده
  • قطر کُنده
  • کُنددَمی
  • کُندنمایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کندفهم. [ ک ُ ف َ ] ( ص مرکب ) کندذهن. ( آنندراج ). کودن و بیهوش. ( ناظم الاطباء ). کندفهمنده. آنکه دیر مطالب را فهم کند. کندذهن. دیرفهم. ( فرهنگ فارسی معین ). بلید. کودن. بطی ءالانتقال. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) :
هر کجا تیزفهم و فرزانیست
بنده کندفهم نادانیست.
سنائی.

فرهنگ عمید

آن که مطلبی را دیر درمی یابد، کم هوش، کودن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دیر مطالب را فهم کند کند ذهن دیر فهم : هر کجا تیز فهم و فرزانی است بند. کند فهم و نادانی است . ( حدیقه )

مترادف و متضاد

احمق، دیرفهم، کمفهم، کندذهن، گول ≠ تندفهم، زودفهم


کلمات مرتبط

  • کندفهمی
  • زمین کنده
  • سجا کنده
  • صاف و پوست کنده
  • عصام کندیه
  • فرو کنده
  • قطر کُنده
  • کُنددَمی
  • کُندنمایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات