Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کندره

تلفظ بین المللی : /kondˈoreː/ تلفظ :‌ [kond'oRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • انگبین کندره
  • تپه کندره
  • محوطه قلاچه کندره
  • کود کُندرَها
  • کود کندرها
  • رَخ کنگره ای
  • ریز کنگره ای
  • زمین کنده
  • سجا کنده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

کندره. [ ک َ دَ رَ / رِ ] ( اِ ) مرغکی است که در آب نشیند و مکان و آشیان در آب سازد. ( برهان ) ( آنندراج ). یک قسم مرغ آبی کوچک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مرغی است کوچک کبود که در آب نشیند کندره . توضیح ازین تعریف که در فرهنگها ( معیار جمالی سروری ) آمده هویت آن شناخته نشد .

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۶°۴۶′۵۲″شمالی ۴۵°۱۵′۳۰″شرقی / ۳۶٫۷۸۱°شمالی ۴۵٫۲۵۸۴۳۸۸۸۸۸۸۸۹°شرقی / 36.781; 45.2584388888889کندره، روستایی است از توابع بخش لاجان و در شهرستان پیرانشهر استان آذربایجان غربی ایران.این روستا از سمت شمال با روستاهای گرده سپیان و اندیزه از جنوب با روستای بالابان و از شرق با روستای سرین چاوه هم مرز است.شغل عمده آن کشاورزی و دامداری است . روستا شرق تپه ای که به نظر باستانی می رسد تشکیل یافته....

کلمات مرتبط

  • انگبین کندره
  • تپه کندره
  • محوطه قلاچه کندره
  • کود کُندرَها
  • کود کندرها
  • رَخ کنگره ای
  • ریز کنگره ای
  • زمین کنده
  • سجا کنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات