Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کند چشمی

تلفظ بین المللی : /kˈonad tʃˈeʃmi/ تلفظ :‌ [k'onad tS'eSmi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چشمه چو به کند
  • امد ابروشو درست کنه چشمش را کور کرد
  • چشمت را درویش کن
  • چشمش هزار کار می کنه که ابروش نمی دونه
  • کاری که چشم می کنه ابرو نمی کنه
  • کندچشمی
  • گرسنه چشمان کنع
  • چشمانت را باز کن
  • قنات چشمه کنی پشتی کبودراهنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کندچشمی. [ ک ُ چ َ ] ( حامص مرکب ) کندبصری. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کندبصری شود.

فرهنگ فارسی

اندکی بینایی چشم کند چشمی .

کلمات مرتبط

  • چشمه چو به کند
  • امد ابروشو درست کنه چشمش را کور کرد
  • چشمت را درویش کن
  • چشمش هزار کار می کنه که ابروش نمی دونه
  • کاری که چشم می کنه ابرو نمی کنه
  • کندچشمی
  • گرسنه چشمان کنع
  • چشمانت را باز کن
  • قنات چشمه کنی پشتی کبودراهنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات