معنی کلمه : کند و مند
لغت نامه دهخدا
کند و مند. [ ک َ دُ م َ ] ( ص مرکب ، از اتباع ) از قبیل توابعند یعنی خراب و ویران و کنده شده. ( فرهنگ رشیدی ) :
کدام باره که نفکند زنده پیل تو شاه
کنون رسوم دیار است و کندومند اطلال .رجوع به کندمند شود.
کدام باره که نفکند زنده پیل تو شاه
کنون رسوم دیار است و کندومند اطلال .رجوع به کندمند شود.
