معانی کلمه : کند جواب
لغت نامه دهخدا
کندجواب. [ ک ُ ج َ ] ( ص مرکب ) کسی که در پاسخ دیگران کند است. مقابل حاضرجواب. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه زود جواب ندهد :
خود می دهم انصاف زحد رفت سوءالم
از تیززبانیم لبش کندجواب است.
خود می دهم انصاف زحد رفت سوءالم
از تیززبانیم لبش کندجواب است.
فرهنگ فارسی
کسی که در پاسخ دیگران کند است مقابل حاضر جواب : خود میدهم انصاف زحد رفت سوالم از تیز زبانیم لبش کند جواب است . ( ظهوری )
