Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کند جواب

تلفظ بین المللی : /kˈonad dʒˈavɑb/ تلفظ :‌ [k'onad dZ'avAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کند جوابی
  • جوابش را پیدا کن
  • جابزن و استفاده کن
  • کندجواب
  • کندجوابی
  • چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد
  • کَند
  • کند
  • کند بادام
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کندجواب. [ ک ُ ج َ ] ( ص مرکب ) کسی که در پاسخ دیگران کند است. مقابل حاضرجواب. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه زود جواب ندهد :
خود می دهم انصاف زحد رفت سوءالم
از تیززبانیم لبش کندجواب است.
نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کسی که در پاسخ دیگران کند است مقابل حاضر جواب : خود میدهم انصاف زحد رفت سوالم از تیز زبانیم لبش کند جواب است . ( ظهوری )

کلمات مرتبط

  • کند جوابی
  • جوابش را پیدا کن
  • جابزن و استفاده کن
  • کندجواب
  • کندجوابی
  • چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد
  • کَند
  • کند
  • کند بادام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات