کنجه . [ ک َ ج َ ] (اِخ ) رجوع به گنجه شود.
کنجه . [ ک َ ج َ / ج ِ ] (ص ) فیل بزرگ جثه . (آنندراج ) (انجمن آرا). کِنْج . کَنْجَر.
۱. خری که زیر دهانش ورم کرده باشد.
۲. خر دمبریده.
نوعی کباب که تکۀ های گوشت را در دیگ و با بخار آب میپزند؛ کباب کنجه.
(کِ جَ یا جِ) (اِ.) (عا.) تکة گوشت کوچکی که بر سیخ کشند یا قیمه کنند.
(کُ جَ یا جِ) (ص .) = کنج : 1 - خری که زیر دهانش ورم کرده باشد. 2 - خر دم بریده .
دختر