Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنجد

تلفظ بین المللی : /kˈondʒed/ تلفظ :‌ [k'ondZed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • کنجد جان
  • کنجد سیاه
  • بوته کنجد
  • ارده ٔ کنجد
  • روغن کنجد
  • کنجدیان
  • کنجدین
  • کنجده
  • کنجدجان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کنجد. [ ک ُ ج ِ / ج َ ] ( اِ ) تخمی است معروف که از آن روغن گیرند بهندی آنر تِل گویند. ( آنندراج ) ( غیاث ). سمسم. ( منتهی الارب ). اسم فارسی سمسم است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( فهرست مخزن الادویه ). جلجلان. سمسم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). گیاهی است از رده دولپه ایهای پیوسته گلبرگ که سردسته تیره کنجدها می باشد. این گیاه یک ساله است و ارتفاعش بالغ بر یک متر است. قسمت فوقانی ساقه اش پوشیده از کرک م...

فرهنگ عمید

۱. دانۀ روغنی کوچکی که از آن روغن گرفته می شود.
۲. گیاه یک سالۀ این دانه با گل های سفید یا قرمز.

فرهنگ معین

(کُ جِ ) (اِ. ) از گیاهان دو لپه ای روغنی است که از دانة آن روغن گرفته می شود و در صنایع مختلف از جمله صابون سازی مصرف می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

کُنْجِد (sesame)کُنْجِدگیاهی علفی و یک ساله، با نام علمی Sesamum indicum، از تیرۀ Pedaliaceae، احتمالاً بـومی آسیای جنوب شرقی. این گیاه را به وفور در هند می کارند. دانه های روغنی آن در آشپزی و تهیه سوپ مصرف می شود.wikijoo: کنجد...

فرهنگ فارسی

سرده‌ای از کنجدیان که در نقاط گرمسیری آسیا می‌رویند و دارای دانه‌های خوراکی سرشار از روغن هستند

گیاهی است یکساله ازتیره چلیپائیان، دانه های آن قریب۶٠درصدروغن دارد، روغن آنهارامیگیرند( اسم ) گیاهی است از رد. دولپه ییهای پیوسته گلبرگ که سر دست. تیر. کنجد ها میباشد . این گیاه یک ساله است و ارتفاعش بالغ بر یک متر است . قسمت فوقانی ساقه اش پوشیده از کرک میباشد ولی قسمتهای تحتانی آن عاری از کرک اس...

دانشنامه عمومی

ndicum|frameless|upright=1]]Dysosmon amoenum Raf.Sesamum africanum Tod.Sesamum occidentalis Heer & RegelSesamum oleiferum Sm.Sesamum orientale L.Volkameria orientalis (L.) Kuntzeکُنجِد که سمسم و جلجلان هم نامیده می شود، گیاهی است از رده دولپه ای های پیوسته گلبرگ که سردسته تیره کنجدها است. این گیاه یک ساله است و ارتفاعش بالغ بر یک متر است. قسمت فوقانی ساقه اش پوشیده از کرک است ولی قسمت های تحتانی آ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: konǰi
طاری: konǰik
طامه ای: kunǰit
طرقی: konǰi
کشه ای: kunǰid
نطنزی: konǰi

مترادف و متضاد

sesame (اسم)
سمسم، کنجد، بوته کنجد

فرهنگستان زبان و ادب

{Sesamum} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از کنجدیان که در نقاط گرمسیری آسیا می رویند و دارای دانه های خوراکی سرشار از روغن هستند

کلمات مرتبط

  • کنجد جان
  • کنجد سیاه
  • بوته کنجد
  • ارده ٔ کنجد
  • روغن کنجد
  • کنجدیان
  • کنجدین
  • کنجده
  • کنجدجان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات