Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنج

تلفظ بین المللی : /kˈondʒ/ تلفظ :‌ [k'ondZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • کُنج
  • کنج رستاق
  • کنج لنج
  • کنج کنج
  • کنج، کرنر 2
  • کنج کرنر
  • کنج و رنج
  • کنج راحتی
  • کنج ریگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کنج . [ ک ِ ] (ص ) فیل بزرگ جثه و قوی هیکل مهیب و جنگی باشد. (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ) (ناظم الاطباء). فیل بزرگ جثه و قوی هیکل و مهیب و دلاور و جنگی . (جهانگیری ) : سپاهی که از کوه تا کوه مردسپر در سپر بافته سرخ و زردابا کوس و با نای و زوبین و سنج ابا تازی اسبان و فیلان کنج .فردوسی (از فرهنگ جهانگیری )....

فرهنگ عمید

۱. گوشه؛ زاویه.
۲. [قدیمی] چین‌وشکن؛ چروک.

زبان کوچک که بیخ حلق قرار دارد؛ ملازه: ◻︎ همی‌ تا دایه کنج و کام کردش / پدر فرزانه هرمز نام کردش (نزاری: لغت‌نامه: کنج).

زبان کوچک که بیخ حلق قرار دارد، ملازه: همی تا دایه کنج و کام کردش / پدر فرزانه هرمز نام کردش (نزاری: لغت نامه: کنج ).
۱. گوشه، زاویه.
۲. [قدیمی] چین وشکن، چروک.

فرهنگ معین

(کِ) (ص .) بزرگ جثه و قوی هیکل (فیل ).

(کُ نْ) (اِ.) 1 - گوشه ، زاویه . 2 - چین و شکن و چروک .

(کُ نْ ) (اِ. ) ۱ - گوشه ، زاویه . ۲ - چین و شکن و چروک .
(کِ ) (ص . ) بزرگ جثه و قوی هیکل (فیل ).

فرهنگ فارسی

گوشه، زاویه
( صفت ) گوژ پشت قوزی : الاحدب کنج . ( مهذب الاسمائ ) : بکنج خانه ای دارم یکی کنج نشسته تند و افکنده فرو لنج . ( سراج الدین راجی )

گویش اصفهانی

تکیه ای: güša
طاری: göša
طامه ای: konǰ
طرقی: konǰ
کشه ای: konǰ
نطنزی: konǰ / suk

مترادف و متضاد

چین، شکن، کنجل

قوز، قوزدار، گوژپشت

بیغوله، زاویه، کنار، گوشه، گوه، نبش

۱. بیغوله، زاویه، کنار، گوشه، گوه، نبش
۲. چین، شکن، کنجل
۳. قوز، قوزدار، گوژپشت

angle (اسم)طرف، زاویه، گوشه، کنج، قلاب ماهی گیری، تیزی یا گوشه هر چیزیcorner (اسم)زاویه، گوشه، کنجquoin (اسم)گوشه، کنج، گوه، سنگ زاویه، سنگ نبش، آجر نبش...

واژه نامه بختیاریکا

( کِنج ) مجعد؛ فِر
پَر؛ کَور؛ ور لِفتی

فرهنگستان زبان و ادب

{lounge} [گردشگری و جهانگردی] محلی راحت در مهمان خانه/ هتل برای استراحت و پذیرایی از مهمانان و ملاقات کنندگان آنها

کلمات مرتبط

  • کُنج
  • کنج رستاق
  • کنج لنج
  • کنج کنج
  • کنج، کرنر 2
  • کنج کرنر
  • کنج و رنج
  • کنج راحتی
  • کنج ریگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات