معانی کلمه : کنترل کیفیت
فرهنگ فارسی
تحلیل آماری دادههای حاصل از بازرسی یک فرایند، با هدف نظارت بر کیفیت محصولی که به تعداد زیاد تولید میشود
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
quality control (اسم)
کنترل کیفیت
فرهنگستان زبان و ادب
{quality control, QC} [آمار، ریاضی] تحلیل آماری داده های حاصل از بازرسی یک فرایند، با هدف نظارت بر کیفیت محصولی که به تعداد زیاد تولید می شود
