Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنت

تلفظ بین المللی : /kˈont/ تلفظ :‌ [k'ont]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • کنت مونت کریستو
  • کنت قدیم المانی
  • کنت نشین
  • کنت ارو
  • کنت بلانکارد
  • کنت دوسکور
  • کنت نربرن
  • کنت گراهام
  • کنت اوگوست
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کنت . [ ک َ ن َ ] (ع مص ) درشت گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

کنت . [ ک َ ] (ع مص ) توانا و استوار گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

کنت . [ ک َ ] (ع اِ) نوعی از خرما. (از دزی ج 2 ص 492)....

فرهنگ معین

(کُ ) [ فر. ] (اِ. ) لقبی اشرافی در اروپا.

دانشنامه آزاد فارسی

کِنْت (Kent)چارتول (خانه ییلاقی چرچیل)چارتول (خانه ییلاقی چرچیل)بخشیدر جنوب شرقی انگلستان، معروف به «باغ انگلستان» با ۷۳۰,۳ کیلومتر مربع مساحت و ۱,۵۵۷,۳۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۶). شهرهای مهم آن عبارت اند از مِیْدسْتون (مرکز اداری)، اشفورد، کنتربری، دوور، گریوزند، و شهرهای ساحلیِ فوکستون، مارگیت، و رَمزگِیت. مکان های زیر در این بخش واقع شده اند: نورت داونز، صخره های سفید دووِر، و رودهای تمز، دَرِنت، مِدوِ...

فرهنگ فارسی

فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی ( و. مون - پیله ۱۷۹۸ - ف. ۱۸۵۷ م . ) . وی در هیجده سالگی در ریاضیات استاد بود و بتدریس پرداخت و در ۲۸ سالگی تحقیقاتش چنان عمیق و قابل توجه بود که عده ای از دانشمندان بزرگ در مجلس درس وی حاضر میشدند . اگوست کنت موسس مکتب فلسفی اثباتی ( پوزی تویسم ) میباشد . در نتیجه انتشار عقاید وی فلسفه و علم از شکل تخیل به تجربه و مشاهده متمایل گردید . اگوست کنت در تاریخ فلسفه نیز مقام ...

دانشنامه عمومی

کنت می تواند به یکی از موارد زیر اشاره کند:کُنت (لقب)؛ یک لقب فرانسویکِنت (سیگار)؛ مارک گونه ای سیگارwiki: زبان فرانسوی به فارسی آمده و یکی از لقب های نجیب زادگان در اروپا بوده است. این واژه ریشه در زبان لاتین دارد و در این زبان معنای همنشین و همپیمان می داده است. سپس در روم معنای همنشین امپراتور و آنگاه نمایندهٔ امپراتور را یافت. در نبود واژه ای مؤنث برای نامیدن همسر ارل در انگلستان، این دست خانم...

گویش مازنی

۱از توابع یخکش بهشهر ۲روستایی کوهستانی درجنوب تروجن بهشهر ...

/kenet/ از توابع یخکش بهشهر - روستایی کوهستانی درجنوب تروجن بهشهر

مترادف و متضاد

count (اسم)
کنت، شمار

earl (اسم)
کنت

کلمات مرتبط

  • کنت مونت کریستو
  • کنت قدیم المانی
  • کنت نشین
  • کنت ارو
  • کنت بلانکارد
  • کنت دوسکور
  • کنت نربرن
  • کنت گراهام
  • کنت اوگوست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات