کن . [ ک َ ] (اِ) درخت . || جای درختناک و انبوه از درخت . || نیزه ٔ ماهیگیری . || چنگال ماهیگیری . (اشتینگاس ) (ناظم الاطباء).
۱. باش.
۲. (اسم) [مجاز] عالَم وجود.
۱. = کردن
۲. کُننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): کارکُن، بازیکن.
۱. = کندن
۲. کَنَنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): خارکن، چاهکن، کوهکن.
۳. محل درآوردن (در ترکیب با کلمۀ دیگر): کفشکن، رختکن.
۴. کندهشده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): ریشهکن.
(لکی) kon، تپه.
کند،که وسیله ی ماهیگیری است
۱مکان کنده کاری شده ۲کی؟ – چه کسی؟