کمی . [ ک َم ْ می ] (ص نسبی ) چندی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).منسوب به کَم ّ. (ناظم الاطباء). و رجوع به کم شود.
کمین۱#NAME?
۱. کم بودن: کمی درآمد.
۲. (قید) به مقدار کم؛ اندکی.
۳. [قدیمی، مجاز] پَستی؛ فرومایگی؛ حقارت.
۴. [قدیمی] نقصان؛ کاستی.
قلت، کسری، نقصان
اندکی، قدری، لختی ≠ تعدد، کثرت
۱. اندکی، قدری، لختی
۲. قلت، کسری، نقصان ≠ تعدد، کثرت