Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کمونی

تلفظ بین المللی : /komˈuːni/ تلفظ :‌ [kom'u:ni]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سد نفوذ کمونیسم
  • کمونیزم
  • کمونیست
  • کمونیستی
  • کمونیسم
  • سرحدات چین کمونیست
  • کمونیستی کردن
  • حزب کمونیست ایران
  • مخفف کلمه کمونیست
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کمونی . [ ک َم ْ مو ] (ص نسبی ) منسوب به کَمّون . (ناظم الاطباء).

کمونی . [ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به بنی کمونه است . (از انساب سمعانی ).

کمونی . [ ک َم ْ مو ] (اِ) زیره . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمون شود.

کمونی . [ک َم ْ مو ] (اِ) یک قسم معجونی که جزء اعظم آن زیره ٔک...

فرهنگ فارسی

زیره
منسوب به بنی کمونه است .

کلمات مرتبط

  • سد نفوذ کمونیسم
  • کمونیزم
  • کمونیست
  • کمونیستی
  • کمونیسم
  • سرحدات چین کمونیست
  • کمونیستی کردن
  • حزب کمونیست ایران
  • مخفف کلمه کمونیست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات