Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کملکان

تلفظ بین المللی : /kamlˈakɑn/ تلفظ :‌ [kaml'akAn]
لغت نامه دهخدا
  • کمکان
  • کماکان
  • دهنه کمرکان
  • کملیان
  • کلکان
  • کلکان آفتابرو
  • کلکان افتاب رو
  • کلکان نسار
  • کولکان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کملکان. [ ک َ م َ ] ( اِ ) جوی کوچک. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). جوی خرد. ( آنندراج )( فرهنگ فارسی معین ) ( فرهنگ رشیدی ). || قطره آب. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). و بعضی بمعنی قطره آب گفته اند. مولوی گوید : می گریزی از پشه در کژدمی می گریزی ازکملکان در یمی .مولوی.لیکن در لغت و مثالش اندکی تأمل است.( فرهنگ رشیدی )....

کلمات مرتبط

  • کمکان
  • کماکان
  • دهنه کمرکان
  • کملیان
  • کلکان
  • کلکان آفتابرو
  • کلکان افتاب رو
  • کلکان نسار
  • کولکان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات