Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کمری

تلفظ بین المللی : /kamˈari/ تلفظ :‌ [kam'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کمری شدن
  • کمری غاز
  • کمری 3521
  • کمری اسکاتلند
  • بزل کمری
  • اسلحه کمری
  • حجت کوه کمری سید محمد
  • کوه کمری حسین بن محمد
  • کوه کمری سید محمدحجت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کمری . [ ک ِ م ِرْ را ] (ع ص ) بزرگ سرنره . || کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).

کمری . [ ک َ م َ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب است به کمره که از دیههای بخار است . (از انساب سمعانی ) (از معجم البلدان ).

کمری . [ ک َ م َ ری ی ] (اِخ ) ابویعقوب یوسف بن الفضل الکمری ، راوی است و از عیسی بن موسی و جز او...

فرهنگ عمید

۱. مربوط به کمر: سلاح کمری.
۲. [عامیانه، مجاز] ویژگی کسی که از برداشتن بار سنگین کمرش آسیب دیده یا خمیده باشد.

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر واقع در ۳۹ کیلومتری شمال باختر ملایر کوهستانی و سردسیر دارای ۱۳۱۹ تن سکنه صنعت دستی قالی بافی .
( صفت ) منسوب به کمر : ۱ - آنچه بکمر بندند : اسلح. کمری . ۲ - کسی که از حمل بار سنگین کمرش آسیب دیده : ( ز بار گنبد عمامه گشته ای کمری ببین چه میکشی ای زاهد از زیاده سری ) . ( مخلص کاشی )
بزرگ سر نره . یا کوتاه بالا

دانشنامه عمومی

نا به هنگام، گیاهی که دیر تر از وقت معمولش کشت شود. میگویند کُمُری شده است .

کمری ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کمری (ازنا)کمری (دهانه)کمری (ملایر)wiki: بخش جوکار شهرستان ملایر در استان همدان ایران است.این روستا در دهستان ترک غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۹۶۳ نفر (۵۷۶خانوار) بوده است.wiki: کمری (ملایر)...

گویش مازنی

قمری

آدم سست و ناتوان در امور جنسی

۱حیوانی که پوست وسط کمرش حلقه ای سفید رنگ داشته باشد – گاوی ...

/kemri/ قمری & حیوانی که پوست وسط کمرش حلقه ای سفید رنگ داشته باشد – گاوی که رنگ کمر آن با دیگر قسمت های بدنش فرق کند - به پیله های نازک و سفید در پرورش کرم ابریشم گویند & آدم سست و ناتوان در امور جنسی

مترادف و متضاد

lumbar (صفت)
کمری، ناحیه کمر، واقع در کمر، در مهره پشت

واژه نامه بختیاریکا

کمرو؛ شرمین

کلمات مرتبط

  • کمری شدن
  • کمری غاز
  • کمری 3521
  • کمری اسکاتلند
  • بزل کمری
  • اسلحه کمری
  • حجت کوه کمری سید محمد
  • کوه کمری حسین بن محمد
  • کوه کمری سید محمدحجت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات