Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کمر بسته داشتن

تلفظ بین المللی : /kˈamar bˈasteː dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [k'amaR b'aste: d'AStan]
لغت نامه دهخدا
  • کمر بسته
  • کار دست بسته
  • کم فشار بسته
  • کمر بست
  • کمر بستن
  • با کمر بند بستن
  • کمر چیزی را بستن
  • کمر بر میان بستن
  • کمر بسه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کمر بسته داشتن. [ ک َ م َ ب َ ت َ / ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) آماده ومهیا بودن. آماده کاری یا خدمتی بودن :
نه من کودکم گر تو هستی جوان
به کشتی کمر بسته دارم میان.
فردوسی.
کمر بسته دارد به فرمان دیو
به گردون بر، از دست جورش غریو.
سعدی ( بوستان ).

کلمات مرتبط

  • کمر بسته
  • کار دست بسته
  • کم فشار بسته
  • کمر بست
  • کمر بستن
  • با کمر بند بستن
  • کمر چیزی را بستن
  • کمر بر میان بستن
  • کمر بسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات