کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کمانوری
تلفظ بین المللی :
/kamˈɑnuːrˌi/
تلفظ :
[kam'Anu:R,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کمانور
نورالدین کیانوری
کیانوری نورالدین
الفت کلانوری
کمانگری
طبع کافوری
کافوری
کالوری
کاموری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کمانوری. [ ک َ مان ْ وَ ] ( حامص مرکب ) حالت و عمل کمانور. و رجوع به کمانور شود.
فرهنگ فارسی
حالت و عمل کمانور
کلمات مرتبط
کمانور
نورالدین کیانوری
کیانوری نورالدین
الفت کلانوری
کمانگری
طبع کافوری
کافوری
کالوری
کاموری
نظرات