Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کماسه

تلفظ بین المللی : /kamˈɑseː/ تلفظ :‌ [kam'Ase:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • کماسه گری
  • کماسه گر
  • رفتگی کاسه ای
  • زخمه ٔ کاسه
  • زرین کاسه
  • سازهای کمانه ای
  • ساقی کم کاسه
  • زیر کاسه
  • سنتز یک کاسه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کماسه . [ ک ُ س َ / س ِ ] (اِخ ) نام کوهی است به ولایت خراسان . (برهان ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء).

کماسه . [ ک ُ س َ / س ِ ] (ص ، اِ) کاریزکن و چاه جوی را گویند. (برهان ). کاریز کن . (آنندراج ). کاریز کن و چاخو. (ناظم الاطباء). جهانگیری نیز در این معنی گویند: «کاریز کن باشد و آن را کمانه نیز گویند» و به این ...

فرهنگ عمید

کاسۀ گدایی: در دست کماسه و بدره ها / گردیده و جمع کرده زرها (طیان: شاعران بی دیوان: ۳۱۱ ).

فرهنگ فارسی

۱ - ۱ - کماس ۲ : ( در دست کماسه و بدر ها گردیده ( آورده ) و جمع کرده زرها ) . ( طیان )

کلمات مرتبط

  • کماسه گری
  • کماسه گر
  • رفتگی کاسه ای
  • زخمه ٔ کاسه
  • زرین کاسه
  • سازهای کمانه ای
  • ساقی کم کاسه
  • زیر کاسه
  • سنتز یک کاسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات