کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کم-رو | کلماتور
معانی کلمه : کم رو
تلفظ بین المللی :
/kˈamruː/
تلفظ :
[k'amRu:]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
کم روغن
کم رویشی
کم رویشی غضروف و مو
کم رویشی مینا
کم رویشی کانونی پوست
اب جاری در قسمت کم عمق رود
ابجو کم الکل روسی
روشنایی کم
از روی بار اصلی کم کردن
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگ عمید
باشرم.
فرهنگ معین
(کَ ) (ص . ) خجالتی ، خجول .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
chicken (اسم)بچه، کمرو، ترسو، جوجه، مرغک، جوجه مرغ، مرد جوانblate (صفت)بی رنگ، کودن، کمرو، محجوب، کندcagy (صفت)کمروchary (صفت)محتاط، کمرو، با احتیاط و دقیقchicken-livered (صفت)کمرو، ترسو، بزدلunassertive (صفت)کمرو، محجوب، افتاده حالsham (صفت)قلابی، کمرو، دروغیweak (صفت)ضعیف، لاغر، ناتوان، سست، کمرو، عاجز، کم زور، بی حال، چیز ابکی، کم دوام، کم بنیهshy (صفت)خجل، خجول، کمرو، محجوب، خجالتی، ترسو، رموک...
واژه نامه بختیاریکا
تریق؛ کم ری
کلمات مرتبط
کم روغن
کم رویشی
کم رویشی غضروف و مو
کم رویشی مینا
کم رویشی کانونی پوست
اب جاری در قسمت کم عمق رود
ابجو کم الکل روسی
روشنایی کم
از روی بار اصلی کم کردن
نظرات