کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کلی کردن
تلفظ بین المللی :
/kollˈi kˈardan/
تلفظ :
[koll'i k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
کاریز کنی کردن
کره کشی کردن
کلش کردن
کله شقی کردن
کله کردن
کری کردن
کشی کردن
کیل کردن
لوله کشی کردن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
totalize
(فعل)
جمع زدن، کامل کردن، کلی کردن
واژه نامه بختیاریکا
( کَلی کردِن * )
چل گرفتن؛ جمع شدن
کلمات مرتبط
کاریز کنی کردن
کره کشی کردن
کلش کردن
کله شقی کردن
کله کردن
کری کردن
کشی کردن
کیل کردن
لوله کشی کردن
نظرات