Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کلکی

تلفظ بین المللی : /kalˈaki/ تلفظ :‌ [kal'aki]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • کلکی بیژن
  • زیترهای کَلَکی شکل
  • شش کلکی
  • مَعازف کَلَکی شکل
  • زیترهای کلکی شکل
  • معازف کلکی شکل
  • دینار کلکی
  • بیژن کلکی
  • قنات کلکی سراوان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

کلکی . [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کِلک . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کِلک و کلکین شود.

کلکی . [ ک َ ل َ ] (اِ) پری باشد که در بزم و رزم بر سر بزنند و به ترکی جیغه خوانند. (برهان ). جیغه و پری که در بزم و رزم پادشاهان و جوانان خوش صورت و مردمان شجاع و دلاور بردستار و کلاه زنند (ناظم الاطباء). و رجوع به کَلَل شود.

ک...

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به کلک
پری باشد که در بزم و رزم بر سر زنند و به ترکی جیغه خوانند.جیغه و پری که در بزم ورزم پادشاهان و جوانان خوش صورت و مردمان شجاع و دلاور بر دستار و کلاه زنند .

گویش مازنی

از تپه های تاریخی ناحیه ی سدن رستاق واقع دراسترآباد

/kaleki/ از تپه های تاریخی ناحیه ی سدن رستاق واقع دراسترآباد

کلمات مرتبط

  • کلکی بیژن
  • زیترهای کَلَکی شکل
  • شش کلکی
  • مَعازف کَلَکی شکل
  • زیترهای کلکی شکل
  • معازف کلکی شکل
  • دینار کلکی
  • بیژن کلکی
  • قنات کلکی سراوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات