معانی کلمه : کلک زن
لغت نامه دهخدا
کلک زن. [ ک َ ل َ زَ ] ( نف مرکب )آن که کلک زند. کلک زننده. و رجوع به کلک زدن شود.
فرهنگ فارسی
آنکه کلک زند . کلک زننده
کسی که معمولاً با روشهای نرمافزاری یا الکترونیکی به کاربر رایانه کلک میزند متـ . کلکباز
فرهنگستان زبان و ادب
{hoaxer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] کسی که معمولاً با روش های نرم افزاری یا الکترونیکی به کاربر رایانه کلک می زند
متـ . کلک باز
