کلوخ انداز. [ ک ُ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه کلوخ به جانب دیگران پرتاب کند. ( فرهنگ فارسی معین ) : به خود گفتا جواب است این نه جنگ است کلوخ انداز را پاداش سنگ است.نظامی ( خسرو و شیرین ص 271 ).چو کردی با کلوخ انداز پیکارسر خود را به نادانی شکستی.سعدی.جواب است ای برادراین نه جنگ است کلوخ انداز را پاداش سنگ است.سعدی ( از امثال و حکم ج 3 ص 123 ). || ( اِ مرکب ) سوراخهایی باشد که در زیر کنگره های دیوار قلعه...
فرهنگ عمید
۱. کسی که سنگ یا کلوخ به سوی کسی می اندازد: چو کردی با کلوخ انداز پیکار / سر خود را به دست خود شکستی (سعدی: ۷۶ ).۲. (اسم ) سوراخی در بالای قلعه و حصار که از آنجا سنگ و کلوخ به جانب دشمن می انداختند.۳. (اسم، اسم مصدر ) عیش و عشرتی که در آخر شعبان برپا می کنند.۴. (اسم ) شرابی که در آخر شعبان می خورند که تا اول شوال پرهیز کنند، کلوخ اندازان، برغندان: اگر خواهی گرفت از ریز روزی روزۀ عزلت / کلوخ انداز ...
فرهنگ معین
( ~ . اَ ) ۱ - (ص فا. ) کسی که به سوی کسی کلوخ می اندازد.۲ - (اِ. ) سوراخ هایی در زی - ر کنگره های دیوار قلعه که از آنجا سنگ و کلوخ به طرف دشمن می انداختند. ۳ - عیش و عشرت و شرابخوری در اواخر ماه شعبان .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه کلوخ بجانب دیگران پرتاب کند : ( چو کردی با کلوخ انداز پیکار سر خود را بنادانی شکستی ) . ( گلستان ) ۲ - آلتی که کلوخ و مانند آن پرتاب کند فلاخن . ۳ - سوراخها یی ک در زیر کنگره های دیوار قلعه سازند تا چون دشمن نزدیک دیوار قلعه آید از آن سوراخها سنگ و آتش و خاکستر بر سرش ریزند سنگ انداز : ( آن جهان بخشی فلک رخشی که هفت اقلیم خاک با کلوخ انداز جودش بهره ای از گل بود ) . ( شرف شفروه ) ...