معانی کلمه : کلوت
لغت نامه دهخدا
کلوت . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان یوسف آباد پایین ولایت باخرز است که در بخش طیبات شهرستان مشهد واقع است و 490 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
دانشنامه آزاد فارسی
کَلوت (yardang)
(یا: یاردانگ، پشتۀ کویری) پشته ای حاصل از فرسایش باد بر روی بستر رودخانۀ خشک یا عارضه ای مشابه. این عارضه در چاد، چین، پرو، و امریکای شمالی یافت می شود. کلوت هایی عظیم در مریخ نیز دیده می شوند.
(یا: یاردانگ، پشتۀ کویری) پشته ای حاصل از فرسایش باد بر روی بستر رودخانۀ خشک یا عارضه ای مشابه. این عارضه در چاد، چین، پرو، و امریکای شمالی یافت می شود. کلوت هایی عظیم در مریخ نیز دیده می شوند.
wikijoo: کلوت
دانشنامه عمومی
کلوت از ترکیب واژۀ کل، به معنی آبادی، و لوت که نام بیابان معروف ایران زمین است تشکیل می شود. کلوت به کوه های شنی گفته می شود . || نام یکی از روستاهای مشهد.
واژه نامه بختیاریکا
( کُلوت ) ( پ ) ؛ کلاه مانندی تزیینی زنانه از جنس مخمل
